|
گریستن تنها کار یک نا توان است و من سخت ناتوانم
|
|
چقدر سخت است وقتی جوانی را میبینی که کهنه ترین لباس تو را بر تن دارد و آن بهترین لباس اوست. چقدر دردناک است وقتی مادری را میبینی که خراب ترین میوه خانه تو در سبد اوست و آن بهترین میوه مهمانی اش است. چقدر سوزناک است خنده دختر بچه ای برای عروسک کهنه در دستش و آن منفور ترین عروسک دختر توست. چقدر اَسَفناک است دستان بیرون از چادر دختری که سیاهیش بخاطر چنگ بر لباسان مردمی است که آن لباسان برای شبهای گناه من و توست. چقدر سنگین است درد شرم پدری برای خرید کفش پسرش که این درد بخاطر غفلت من و توست. چقدر آسان میخندند مردمی که شادیشان بدلیل کار و تلاش بچه ایست که زباله های خانه من و تو را جمع میکند. چقدر سخت است دل کسی که غذایش را با ولع در مقابل کیسه به دوشی که روزها و شاید هفته ها است که غذای گرم از گلویش پایین نرفته. چقدر رذل است آدمی که در کنارش دختران رنگارنگ با او لاس میزنند و بچه ای از سرما در خیابان به خود میپیچد. چه ساده اند آدمانی که برای رفاه خود و به خیال درس و پول هزینه ها میکنند و به فرنگ میروند و کودکی بخاطر هزینه جراحی پدر شب و روز آجر به دوش میکشد. چه بیرحمند سیاستمدارانی که نازدانه هایشان در بهترین ماشینها میان کوچه های پایتختهای اروپا میچرخند و استعدادهای ما برای ادامه تحصیل شب کار میکند و روز درس میخواند. چه محجوب است دختری که وقتی دیوار خانه های ما را دستمال میکشد، آستین به دست میکند تا سپیدی مچش پیدا نباشد و چه خود فروخته است دختری که لباسش را نازک و سینه اش را باز میکند، شاید برای شبش همخوابی بیابد. چقدر زیاد است تمثیل از بد و چه کم اند خوبان، چه مشهورند بی دینان و چه گمنامند رهپویان، چه بسیارند دزدان و چه اندک قانعان. وقتی تو خیابون قدم میزنم و مرد جوونی رو میبینم که با چهره معصومش، داره جورابش رو کنار جوب آب میشوره، دلم آتیش میگیره. وقتی با اصرار خانواده مجبور میشم کفش و لباس نو بخرم، در حالی که هنوز قبلی ها قابل استفاده اند و تو خیابون، زیر بارون یه جوون دیگه که گاهی هم سن و سال منه داره با کفش پاره قدم میزنه، فقط خودم رو نفرین میکنم. وقتی دخترهای مثلا چادریمون زیر چادر هر کوفت و زهر ماری تن میکنن و یه دختری آرزوشه بیتونه یکبار چادر سرش کنه تا بگه از نگاه تند هوس بازها متنفره، فقط تو سر خودم میزنم. وقتی شب عید دست همه مردم شیرینی میبینم و تو تاریکی شب یه پسر 14 ساله داره از لای زباله ها دنبال یه چیز کهنه میگرده، به غفلت خودم لعنت میفرستم. وقتی میبینم بچه ای به پدرش فحش میده بابت اینکه اون روز به جای ده هزار تومن، نه هزار تومن پول تو جیبی گرفته و مردی بعد از یک روز جون کندن فقط 3000 هزار تومن تونسته برای خودش و زنش و 2 تا بچه کسب کنه، دوست دارم آب بشم و برم تو زمین. الان میفهمم مولایم علی علیه السلام تو چاه میتونسته برای چه چیزهایی گریه کنه و با چه جراتی سر تو تنور آتش بکنه. میفهمم اما عمل نمیکنم. عمل، عمل، عمل خدایا ما را از خواب غفلت نجات ده که آتش درونم را دیدم. خدایا خود پرستی را از ما دور کن که در روشنی روزت تو را گم کرده ایم. خدایا وقتی نمیتوانم حرف دلم را با دوستانم رک بگویم، تاسف میخورم، خودت آگاهشان کن. خدایا مگذار نفسم چراگاه شیطان شود، اگر چنین است جانم بستان که بار گناهم از این سنگین تر نشود | |

حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي خوشحالم و چيزي که بيشتر خوشحالم مي کنه اينه که نمي دونه من هنوز هم خيلي تنهام
!!! ....
اگه از پيكان مدل پنجاه و چهارت شونصدتا سيدسى آويزون كردى و سيزده تاآينه هم به شيشه جلوت چسبوندى،خيلى جواتى.
اگه پشت آردي سبزت زدى۴۰۵و يه بوق بيابونى،يه بوق بنزى و يه بوق درى ورى گذاشتى روش،خيلى جواتى.
اگه تو مراسمgoodbye party يكى از بچه ها تيپ يه دست زرشكى زدى و تو همه عكسها هم هستى و تو همه عكسها براى ديگران شاخ گذاشتى خيلى جواتى.
اگه تازه نامزد کردی و عروس خانومو برداشتی و بردی بیرون و موقع برگشتن میبریش سیراب شیردون بخورین خیلی جواتی.
اگه جمعه ها کوه میری و یه ضبط ۱۰۰۰ وات انداختی تو کوله ات و نوار جواد یساری گذاشتی خیلی جواتی.
اگه دعوتت کردن فرانسه و قراره درباره دموکراسی صحبت کنی و میگی:تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر خیلی جواتی.
جوات یعنی کفش صندل با جوراب.
یعنی رنگ بنفش.
یعنی سگک کمربند.
یعنی کشیدن پاشنه کفش رو زمین.
یعنی آرایش قهوه ای.یعنی لاک قرمز.یعنی اپُل.یعنی پیکان اسپورت.یعنی کفش ورنی.یعنی پیلی.یعنی بلوز پیچ اسکن اُملتی.یعنی لباس شب پولکی.یعنی سیزده بدر پارک دانشجو.یعنی کاپشن چرم تنگ و کوتاه.یعنی رنگ موی زرد قناری.یعنی ایتس ایتس.یعنی آهنگ نسترن.یعنی
2- هر موقع اراده کنی با یه ماشین کولر دار میری هر قبرستونی که میخوای !
3- اگه شبیه بچه کرگدن هم باشی همیشه یه پسر ک....خول پیدا میشه که بهت شماره بده !
4- بالاخره یه ک... و شعری میتونی بمالی به اون دک و پوزت که چروکات معلوم نشه !
5 - میتونی به این قضیه افتخار کنی که وقتی میری تو روم چت ، کلی ? asl میفرستن واست !
6- هر چقدم هیکلت گهی باشه بازم واست لباس پیدا میشه !
7- تو اورکات عکس ننه بزرگتم بزاری همه Add ات میکنن !
8- همیشه میتوتی ثابت کنی که با هیچ کسی رابطه ای نداشتی !
9- بدون بی دلیل وبلاگت روزی کلی بازدبد کننده داره !
10- تو ورزشگاه آزادی رات نمیدن وگرنه تو بازی با آلمان حتما میمردی !
11- اگه ماشینت پنچر شد یا بنزین تموم کردی ، مطمثن باش یه فردین پیدا میشه کمکت کنه!
12- هر موقع بگوزی همه داداشتو نیگا میکنن
خونه اونجاست خونه من اونجا که هستی تو با من !
خونه عشقه ! خونه عشقه ! دیددیدیددیدیدیددیدیددی!
خانه ما خیـــــلی تخمی میباشد . در حـــیاط خانه ما یک حوض داریم که یک فواره
در وسط آن میباشد . یک بار که یکی از دوســــتان مادرم خـــــانه ما آمده بود پدرم
خیــــلی جو زده شد و در حـــــوض خانه شیرجه خمــــــپاره ای زد و همه فواره تو
اونجای پدرم میباشد !
ما یک توالت بزرگ داریم که خیلی همیشه میگیرد و خانه ما خیـــــــلی بو میدهد .
در خانه ما یک حمام میباشد و خیلی لیز است و پدرم همیشه لیز میخورد !
ولی من نمیدانم چرا هر دفعه که پدرم حمام میرود همه صابون ها غیب میشوند!!!
سقف خانه ما همیشه در حـــــال ریزش میباشد . یکبـــــار یک تکه آجر بروی سر
برادرم افتاد و قطع نخاع میباشد . ما یک اتاق خواب داریم که هــمه با هم میخوابیم
البته بعضی شب ها که پدرم قاطی میباشذ مرا در توالت می انـــــدازد و در را هم
قلف میکند و من تا صبح همانجا میخوابم و خیلی حال میدهد.
ما یک کمد خیلی بزرگ داریم که هر وقت صاحب حانه می آید پــــــــدرم به صورت
کاملا اتفاقی در داخل آن میباشد ! خانه ما اجاره ای میباشد و هر ماه کــــلی اجاره
میدهیم ولی صاحب خانه ما خیلی پفیوز میباشد و وسایل ما را تو جوب می اندازد !
خانه ما ضد زلزله میباشد و خیلی محکم است ولی هر سال در چهارشنبه سوری
خانه ما ریخته میباشد .
پدرم میگوید که یک خانه بزرگ تو ولنجک برای ما میخرد که از اجاره نشینی
راحت بشویم! مادرم از این حرف پدرم خیلی قرمز میباشد و من را خیلی کتک میزند .
خانه ما خیلی باحال میباشد و من خیلی آن را دوست میدارم و این بود انشاء من ...


این تصویر یک صخره در برمه است.این عکس فقط در یک روز خاص از سال میتواند گرفته شود.در این روز اشعه خورشید با زاویه خاصی بر این صخره می تابد :
اگر هنوز اعجاز این تصویر را درک نکرده اید تصویر را بچرخانید:
| آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد . و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)در ميان جمعي براي آن جمع موجبات معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب سامان كه هميشه حسن نيت و صداقتم را در خدمت به اهالي محترم گروپ ثابت كرده ام از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه *.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.* منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم ! در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ دوم: خرداد سال جاري به همين ایمیل ارسال نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم. مهم: محدوديت سني: فقط 19 تا 22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند) حداقل مشخصات الف) مشخصات ظاهري - قد 165-170 - وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم - اندام برزيلي - چهره متناسب و دوست داشتني - تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از همونا ميخوايم ) - لباس مارك پوش حتما - تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه ) - حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟) - رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ... من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن - رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش همرنگ درياست ) - ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- ) - دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه ! - مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ... علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !- جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته ) - استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه ) - مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده .... مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري ) - رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم افول ميكنه ) - حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه .... - ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره - رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه ) - صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه - پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته ب) مشخصات مالي - تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه) - ترجيحا پدرش بالا 65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته باشه - حتما متكمن باشه باباش - باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ایب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه - موبايل 091۵ ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکیا - خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد دوشادوش هم كار كنن) - مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش - جهيزيه درست حسابي بياره شامل : - مبل نشيمن - مبل پذيرايي - مبل نهار خوري - مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها ) - سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال - سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر - يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه سفيد خز شد رف پي كارش - سورخكن - تستر - ساندويچ ميكر - و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه گيري پارس خزر بياري ) - همينطور جارو برقي و ... - لوازم صوتي و تصويري كامل - سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست - لباسشويي كنوود - اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم ) - عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم امام رضا بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست حرم تبركه ، نيت مقدسه من به خاطر اين ميگم ج):مشخصات تحصيلي - حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو - دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن - دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه ( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه ) - ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره دامپروري(دامپيوتر) بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه ! چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه |
رشت ۳۰ کیلو متر ؟؟؟؟ههههههههههه

می گویند از هرکول هم قوی ترهستید. راست می گویند؟
هرکول یک قهرمان افسانه ای بود. ما هم سنگین ترین وزنه دنیا را زده ایم. سه - چهار بار در سیدنی و آتن و مسابقات جهانی و شاید چون قویترین مرد جهان هستیم، به این خاطر می گویند
شنیده اید به شما می گویند هرکول ایران؟
بله، می گویند.
چرا رستم نگویند؟! هرکول غربزده است.
رستم هم می گویند. اما بله، رستم بهتر است. پهلوان افسانه ای خودمان است.
آدم احساس می کند رستم از هرکول قوی تر است.
بله! چون رستم مال ایران است.
فکر می کنید عبور از هفت خوان سخت تر است یا رسیدن به قهرمانی المپیک؟
هر دو تایش. برای رسیدن به قهرمانی المپیک مثال می زنند که باید از هفت خوان رستم رد بشوی. واقعا هم همینطور است. طلای المپیک گرفتن زحمت و زجر دارد.
محراب فاطمی در جایی گفته است من از رضازاده قوی تر هستم. می دانید؟!
خبرنگارها اینطور نوشتند. او نگفته است. من با محراب رفیق هستم. خودش به من زنگ زد گفت من این را نگفته ام.
تازه! در ادامه اش گفته اند آقای رضازاده فقط یک کار می کند، وزنه را یک ضرب بالا می برد و دو ضرب بالا می برد، اما ما روی
مچ تا گردن کار می کنیم! این درست است؟
محراب گفت من نگفته ام، اما خب رشته وزنه برداری رشته دیگریست و المپیکی است و لقبش هم قویترین مرد جهان است . کلا شعار المپیک سه تاست: سریعترین و قویترین و بالا ترین. قویترین که در فوق سنگین وزنه برداریست. سریعترین دو صد متر است. بالاترین هم پرش با نیزه است. رشته وزنه برداری هم چندین سال در المپیک قدمت دارد و هفتاد و هشتمین دوره از مسابقات جهانی اش برگزار شده است. ولی خب بعضی خبرنگارها می نویسند دیگر
شما عصبانی هم می شوید؟
بستگی دارد، بله.
وقتی عصبانی می شوید چی کار می کنید ؟
بستگی دارد. اگر در ورزش باشد، مثلا وزنه بیفتد، آدم عصبانی و جدی می شود. ولی اگر از دست دوستش باشد، مثلا کورش باقری...
از کورش باقری عصبانی شوید چه کار می کنید؟ خفه اش می کنید یا له اش؟
نه! حالا از دست کورش یا دوست دیگری باشد، سعی می کنم از آنچایی که هستم بروم بیرون.
پس چرا آدم احساس می کند خیلی خطرناک است کسی با شما دربیفتد؟
نه، اینطور نیست. ما کاری نداریم اصلا! ما ضعیف ترین هستیم.
اختیار دارید. ولی جدا تا حالا شده از کوره در بروید؟!
چطوری مثلا؟
خیلی عصبانی بشوید...
نه! نشده است.
سالم جابر ترسناک تر است یا سوسک؟
هر دو تایش! جابر سالم صورتش ترسناک است! نمی دانم از بچگی این جوری بوده یا بقول کورش شرط بندی کرده از بالای آسمان افتاده! فکش کمی کج است !
جابر سالم است یا سالم جابر؟
جابر سالم سالم ! بلغاری الاصل است. ماهیانه پول می گیرد و در قبال کسب مدالش هم صدهزار دلار به غیر از ماهیانه اش می گیرد. به اسم جابر سالم سالم به او پاسپورت دادند. به او هم پیشنهاد داده بودند، مثل من که ترکیه بهم پیشنهاد داد.
**************
تا حالا شده از چیزی بترسید؟
بله، چرا نترسیم؟ از وزنه می ترسیم. از خدا می ترسیم. از زنها می ترسیم.
**************
زن ذلیل هستید؟
بله!
از سوسک؟
نه!
وزنه برداری سخت تر است یا حکومت داری؟
بستگی دارد. حکومت داری کاری سیاسی است و یک کشور را باید بچرخانی، فکر کنم سخت تر است. همه کشور در دست حکومت دار است . سخت است . وزنه برداری سخت است ولی در یک رشته است. حکومت داری شاخه های مختلف دارد.
وزنه برداری سخت تر است یا روزنامه نگاری؟
هر دو تایش سخت تر است. کار شما فقط نوشتن است.
خیلی سخت است!
ولی کار ما صبح و بعد از ظهر تمرین است و دستهامان پینه می بندد.
دستهای ما هم پینه می بندد از بس می نویسیم! تازه چشمهایمان هم در می آید.
درست است ولی اگر دوست داشته باشید، یکی دو روز هم نمی نویسید. اما ما باید برای مسابقات جهانی و المپیک تمرین را ول نکنیم، وگرنه رکوردهامان پایین می آید. چون وزنه برداری رشته رکوردی است. اگر مرتب تمرین نکنی درصد رکورد پایین می آید.
وزنه برداری سخت تر است یا جواب دادن به نامه های مردم؟
بازهم هر دو تایش! نامه خیلی می آید. از تربیت بدنی، فدراسیون، دانشگاه آزاد و...
چه نامه هایی می آید؟
بعضی از مردم مشکل دارند...
مشکل مالی؟
بیشتر مالی است.
تقاضای پول می کنند؟
بله، 95% همین است. بعضی دخترشان جهیزیه می خواهد...
همه نامه ها را باز می کنید؟
بله، یک سال هم نگه می داریم.
شده اقدامی هم بکنید؟
بله، حالا ننویسید...
وزنه برداری سخت تر است یا کوه کندن؟
فرهاد بود یا شیرین بود کوه کند؟! درباره عشقش بود. خب وزنه برداری هم عشق است. عشق به مردم.
فرهاد قهرمان تر بود یا رستم؟
رستم.
فرهاد هم خیلی سختی کشید!
اون توی یک بخش بوده. حالا کوه کنده!! رستم پهلوان بوده است.
شده جایی بروید کسی شما را نشناسد؟
پیش می آید، ولی یکهو می بینند. توی ماشین باشیم یکهو می بینند از پشت می زنند ، تصادف می شود.
اگر بروید در خیابانی شلوغ، هیچ کس شما را نشناسد چه می کنید؟
خیلی خوبه این جوری!
چی کار می کنید؟
راحت هستم. قدم می زنم.
فریاد نمی زنید؟
نه، آنوقت همه برمی گردند می آیند پیش ما !
تا حالا شده کاری را بخواهید انجام دهید، پارتی بازی نکنند برایتان؟
پارتی بازی نمی کنیم زیاد. ولی از مردم گرفته تا مسوولان همه لطف می کنند.
پارتی بازی می کنند برایتان دیگر.
نه!
مثلا افسر ها هیچ وقت جریمه تان نمی کنند.
خب من همه اش در تمرین هستم و خیابان زیاد نمی روم. جریمه نکرده اند تا حالا.
خب می گویم که!
یعنی خلاف نکرده ام که جریمه بشوم.
در صف نان هیچ وقت ایستاده اید؟
بله، از دوران بچگی زیاد نان می گرفتم برای خانه مان.
بعد از قهرمانی چطور؟
نه.
غیر از وزنه برداری دیگر چه می کنید؟
کارمند سازمان هستم و شرکت بیمه دارم.
خودتان تاسیس کرده اید؟
بله.
اهل مطالعه هم هستید؟
روزنامه و كتاب دوست دارم اما متاسفانه وقت نمي شود و تمرين ها اجازه نمي دهد. بيشتر كتابهاي درسي ام را مي خوانم.
درس مي خوانيد؟
بله كارشناسي تربيت بدني مي خوانم دانشگاه آزاد.
تهران؟
اردبيل.
ساكن اردبيل هستيد؟
نه، خودم ساكن تهرانم اما مادرم اينها اردبيل هستند.
براي قدرتمند بودن بايد چه كار كرد؟
بايد تمرين مرتب كرد.
بامزه ترين خاطره ورزشي تان تا اينجای کار چه بوده است؟
كسب مدال المپيك در22 سالگی در سیدنی که دو حريفم چن مريكين و روني بلر که در 18-17 سالگي عكس هايشان را به ديوار مي زدم و دارنده دو مدال المپيك و قهرمان جهان بودند، آنجا كنارم ايستاده بودند.
آن زمان چه حسی داشتید؟
خيلي خوشحال بودم . واقعا تمرينهاي زيادي كرده بودم. لطف خدا باعث شد كه بتوانم دو حريفم را بگيرم.
چرا اين قدر مدال طلا مي بريد؟
اول لطف خداوند و دوم تمرينات خودم است. واقعا گرفتن مدال طلا سخت است. حالا مردم مي گويند بايد طلا بگيري ولي خيلي سخت است و نبايد خداي نكرده آسيب ببيني . رشته سنگيني است و با وزنه سر و كار داري. روزي 40-30 تن وزنه بلند مي كني، صبح و بعد از ظهر. بايد تمريناتت را درست انجام دهي كه ركوردت خوب باشد.
آمار مدال هاتان را بدهید!
6 تا طلاي جهاني دارم. دو تا المپيك و يك برنز جهاني. يعني 8 مدال جهاني.
من فكر مي كردم در هر چه مسابقه شركت كرده ايد طلا برده ايد.
بيست سالم بود در جوانان بودم، بزرگسالان برنز گرفتم ولي ركورد يك ضرب جهان را زدم. چون وزنه برداري مدال گرفتن مجموعش مهم است در يك كشور.
مدال هاتان را چه كرده ايد؟
خانه است. اسمش طلاست، طلا نيستند!
اتفاق بامزه اين دو المپيكي كه رفته ايد را بگوييد.
چیزی نبوده.
در يونان واكنش يوناني ها چه بود؟
يوناني ها دو- سه هفته قبل از مسابقه تمام بليت هاي وزن من را خريده بودند و تمام شده بود. همه آنجا من را مي شناختند. در دهكده المپيك در ورزشگاه معروفش همه مي آمدتد با من عكس مي گرفتند.
پوز هركول شان را زده بوديد؟
بله!
ايراني هم در سالن بود ؟
بله.
چه مي كردند؟
من هر كشور خارجي كه رفته ام ايراني ها آمده اند و جا دارد از آنها تشكر كنم. دورترين جا دومينيكن بود كه آنچا هم ايراني بود. 15-10 خانواده بودند اما به اندازه 40-30 هزار نفر سر و صدا و تشويق مي كردند.
بعد از اتمام بازي كار خاص بانمکی براي شما نكردند؟
همه اش لطف مي كنند.
براي تفريح يا استراحت كجا مي رويد؟
دوست داريم براي استراحت برويم اما نمي شود. اردوهامان شمال است ، مي رويم آنجا. يا مثلا موقع هايي بلغارستان مي رفتيم هم براي ريكاوري و فيزيوتراپي بدنمان و هم با خانواده مي رفتيم آنچا.
يك جمله خطاب به هواداران تان بگوييد الان.
دوستتان دارم. به همه مردم ايران مي گويم.
فوتباليست مورد علاقه تان كيست؟
همه شان را دوست دارم.
بيشتر از همه؟
علي دايي.
خواننده مورد علاقه ؟
محمد اصفهاني، افتخاري، حبيبيان، عصار و يكي ديگر كه يادم رفته است!
شاعر ؟
شعر زياد نمي خوانم.
كتاب ؟
پزشك فرعون، سينوهه آخرين كتابي است كه خوانده ام.
بهترين فيلم؟
اخراجي ها را تازه ديدم.
بهترين سريال؟
زياد است ماشاءالله! فرصت كنم، تلويزيون مي بينم.
تيم مورد علاقه؟
ملي.
سياستمدار؟
همه كساني كه به ایران خدمت مي كنند و باعث پيشرفت كشورمان مي شوند که برايشان آرزوي موفقيت دارم.
اگر قبل از بازي سردرد بگيريد، نمي توانيد استامينوفن بخوريد؟
نه، دوپينگ محسوب مي شود، 24 ساعت قبل از بازي. قهوه هم 8-7 ليوان خوردنش، كافيين نمي شود خورد.
نفس نبايد كشيد از 24 ساعت قبل؟
نه ديگر! خدا نكند پيش بيايد. يك ورزشكار بايد علمي تر برخورد كند.
تا كي مي خواهيد ركورد بزنيد همينطوري؟
ما كه دوست داريم ركورد بزنيم ولي خب واقعا خيلي سخت است. الان 8-7 سال است رکورد داریم و هيچ سالي استراحت نكرديم. فعلا امسال برنامه ريزي جهاني تايلند است و سال ديگر هم المپيك 2008 پكن كه ان شاءالله بتوانيم موفق باشيم.
ايشالا. چگونه در مقابل شايعاتي كه پيرامونتان درست مي شود مقاومت مي كنيد؟
همان جوكهايي كه مي گويند؟
حاشيه ها، حرف ها و حدیث ها...
مي گويند ديگر. مردم ايران ماشالا شادند. جوك زياد مي گويند! شايعه درست مي كنند، هر كي به نفع خودش! اما من مشكلي ندارم با آن.
مي گويند نصف يك جزيره در ايران به نام شماست.
آخر ايران كه جزيره ندارد! يك كيش است كه مال دولت است.
مال شما نيست؟
نه!
مي گويند شما مادي هستيد.
همه مي گويند، اما من اگر مادي بودم كه الان 8 ميليارد تومان پول گرفته بودم.
چرا نرفتيد و نگرفتید؟
به خاطر همين مردم كه حالا مي گويند پولكي هستم! ده ميليون دلار بود كه ماهيانه هم حدود 20 ميليون مي دادند، حالا ماشين و خانه هم بود، دو سال. جهاني 2003 كانادا و 2004 آتن المپيك الان تمام شد!
پشيمان نشديد؟
نه ديگر، نشديم حالا فعلا.
اگر قبول كرده بوديد الان كجا بوديد و چه مي كرديد؟
همين جا بودم. داشتم با شما مصاحبه مي كردم ! ورزش همينطور است ديگر. در همه كشورها هست. از كشورهاي ديگر مي روند آنجا. همه جا هم هست. در كشورهايي كه خودشان هم قهرمان المپيك دارند. اما در كشور ما متاسفانه اين طوري نيست.
عطر بيژن هم شايعه بود؟
نه، پيشنهاد دادند اما من نرفتم.
واتا؟
در واتا من سهم دارم.
اصلا این ورزش را كي شروع كرديد؟
از سال 72، 14 سالگي.
چرا وزنه برداري را انتخاب کردید؟
سالن وزنه برداري نزديك دبيرستانمان بود. از آنجا رد مي شديم. سر و صدا بود، مي رفتيم مي نشستيم. بعد آموزشگاه استان بود كه آنجا ثبت نام كرديم و ...
اگر سالن كاراته نزديك دبيرستانتان بود الان كاراته باز بودید؟
اتفاقا كاراته هم بود، جودو هم بود. ولي من ديگر رفتم وزنه برداري.
تا حالا شده شكست هم بخوريد؟
در حد اينكه ركورد زده ام افتاده. بيشتر از ركوردهاي من نزده اند. الان ركورد دنيا 213 كيلوست كه دست من است و 5/263 است كه آنهم دست من است. مجموعا 5/472 است كه هفت سال است دست من است و هیچ کس نزده است.
هيچ قهرماني تا حالا در دنيا نبوده كه اين طوري چند سال متمادي ركورد بزند؟
نه فقط من هستم. سه بار اين وزن را زده ام. در دنيا تا حالا كسي اين طوري نبوده است.
چطوري شما را جعل كردند؟ شما که خيلي مشخص هستيد.
آن كلاهبرداره؟
بله.
نگفته بود من رضازاده هستم. فاميليش واقعا رضازاده بوده است. گفته برادر ناتني اش هستم و مردم لطف دارند و كلاهبرداري مي كرده .
شبيه تان بوده؟
نه شبيه نبوده. چاق بوده ولی شبیه نه. زياد ورزشكار هم نبود. گرفتنش. جريمه شده و هفت سال حبس بهش دادند. من از طريق روزنامه شما به تمام مردم می گویم که این مسایل را باور نکنند و حواسشان باشد. خیلی ها می خواهند سوءاستفاده کنند، مردم مواظب باشند.
فکر می کنید چرا این روزها این قدر تعداد افرادی که با اعتبار دیگران بازی می کنند زیاد شده است؟
مردم به افرادی که محبوبشان هستند اعتماد دارند، اینها سوءاستفاده می کنند.
حس تان از اینکه فردی به اسم شما 650 میلیون تومان کلاهبرداری کرده چیست؟
خوب است دیگر! در عرض 3-2 ماه این قدر برده! ولی ما المپیک می رویم همه اش 100 میلیون می بریم! ولی عاقبت ندارد دیگر. الان در زندان است تا هفت سال و 800-700 میلیون هم جریمه اش کرده اند.
شما درآمدتان خوب است؟
نسبت به ورزشکارهای کشورهای دیگر که دو طلای المپیک و چند مدال جهانی می برند نه.
فوتبالیست ها هم از شما بیشتر می گیرند تازه.
بله، ماشاءالله هر قراردادی 400-300 تا می گیرند اما ما باشگاهی باشد 40-30 میلیون. الان هم که فعلا دو – سه سال است از باشگاهی خبری نیست. فدراسیون قبلی کمی کم کاری کرد در باشگاه ها.
اگر الان آن کلاهبرداره را ببینید بهش چه می گویید؟
هیچی نمی گوییم.
ازش متنفرید؟
نه، باید این کار را نکند. عاقبت ندارد.
نمی زنیدش؟
نه، ما چی کار داریم.
آرزویی دارید که برآورده نشده باشد؟
آرزوی ورزشی ام کسب طلای سوم المپیک است. چون طلای المپیک خیلی مهم است. غیر ورزشی هم آرزوی سلامتی خودم، خانواده ام ، مردم و شما را دارم.
رکورد بعدی تان چند کیلویی است؟
نمی دانم. تمرین می کنیم که طلا بگیریم. خدا باید بخواهد.
قول داده بودید 500 تا باشد!
من قول نداده بودم. 500 کیلو که می گویند، یک مجله ای بود که ماهیانه فدراسیون جهانی منتشر می کند. کارشناس های ورزشی کشورهای مختلف گفته بودند رضازاده توانش را دارد که 500 کیلو در مجموع بزند. ما هم تلاشمان را می کنیم ، اما فعلا که نتوانسته ایم بزنیم!
ایشالا می زنید. اسطوره های کودکی تان کی ها بودند؟
در فوق سنگین چن مریکین و رونی ولر بودند. پهلوان کشور خودمان تختی بود. ولی در وزنه برداری همین دو نفر بودند که در المپیک سیدنی گرفتمشان.
رییس سازمان میراث فرهنگی گفته است: رضازاده جاذبه گردشگری است. نظرتان درباره اش چیست؟
خوب است دیگر! از کشورهای مختلف می آیند. خوب است بیایند. در مسابقات جهانی هم همه علاقمندان از کشورهای مختلف می آیند.
لحظه ای که وزنه را بالای سرتان می برید به چی فکر می کنید؟
به هیچی. فقط تمرکز می کنم که وزنه را بزنم و داور چراغ را بزند و تمام شود.
چند کیلو هستید؟
الان 160 کیلو.
زیاد ندارید؟
نه، زیاد ندارم. فوق سنگین هستم و 9-8 سال زحمت کشیده ام که وزنم بالا آمده، با تمرین زیاد نه اینکه پرخوری کنیم بالا بیاید.
با تمرین وزنتان زیاد می شود؟
بله، باید کالری زیاد استفاده کرد و وزن بالا می رود.
در مواقع خاص چه جوری آرام می شوید؟
من همیشه آرام و کم حرف هستم. هم سر تمرین، هم جاهای دیگر.
مهمترین کاری که تا الان انجام دادید چه بوده است؟
همان رکوردهای دنیا و مدال المپیک.
اگر مملکت را یک روز دست شما بدهند چه می کنید؟
یک روزه نمی شود کاری کرد!
تا حالا در صحبتهایتان تپق زده اید؟
بله، پیش می آید. یک بار در مصاحبه تلویزیونی مستقیم در المپیک آتن گفتم آقای عادل حداد!
اگر بخواهید یکی از مشکلات مردم را حل کنید، کدام را حل می کنید؟
مشکلات مالی جوانان را.
به نظر شما بانمک ترین آدم دنیا کیست؟
مستر بین.
بانمک ترین ورزشکار؟
اگر بگویم شاید بدشان بیاید. نمی دانم!
اگر ورزش کشور را دستتان بدهند برایش چه می کنید ؟
یک روزه؟!
نه، کلا!
برنامه ریزی می کنم. درد و مشکلات ورزش کشور را چون با آن این سالها در گیر بوده ام می دانم. برنامه ریزی مفصل می کنم.
سخت ترین شغل دنیا چیست؟
نمی دانم، بهش فکر نکرده ام.
چه احساسی دارید از اینکه سنگین وزن هستید؟
همین که فوق سنگین دسته ای است که در دنیا مطرح است و آن شعار قویترین که در المپیک است، یعنی در کل دنیا آن را می شناسند برایم مهم است.
اگر دشمن تان را بدهند دستتان چه کارش می کنید؟
نازش می کنم!
بدترین و بهترین آدم دنیا کیست؟
نمی دانم.
تا به حال کتک کاری کرده اید؟
در 14-13 سالگی دعوا می کردم.
همه را می زدید؟
نه، کتک هم می خوردم.
دوست دارید چه لقبی روی شما بگذارند؟
قهرمان ملی.
نمی ترسید از روزی که ستاره شهرتتان افول کند؟
دیگر ما زحمت مان را کشیده ایم و دوران قهرمانی مقطعی است. بعد از آن می شود برای مملکتمان زحمت کشید.
چه زحمتی؟
مثلا کار مدیریتی، مربیگری و برای جوانها و کشورمان کار کنیم.
چرا لباس دو بندتان را فروختید؟
آن موقع برای زلزله بم بود. یک ایرانی مقیم لندن آن را 40000 دلار خریدند. برای کودکان بی سرپرست بم صرفش کردم که توسط بهزیستی انجام شد.
چیز دیگری از افتخاراتتان را نفروخته اید؟
نه، فقط همان دو بند را که من خودم در بم بودم که آن ایرانی آن را از طریق شبکه یک خرید.
به خانم تان در کارهای خانه کمک می کنید؟
کم و بیش.
واقعا؟
کم و بیش یعنی کم!
فقط وزنه های سنگین را بلند می کنید ؟
بله.
خانم انوشه انصاری - اولین خانمی که به فضا رفت - جایی در خاطراتش نوشته بود که وقتی بچه بودم به ماه نگاه می کردم و دوست داشتم فضانورد بشوم. شما در کودکی به چی نگاه می کردید؟
من به چیزی نگاه نمی کردم. فقط صدای وزنه ها را وقتی از جلو سالن رد می شدم می شنیدم و این باعث شد جذب این رشته بشوم.
دوست دارید رییس جمهور بشوید؟
فعلا نه.
یعنی در آینده بله؟
نه فعلا در کار ورزش هستم، نه سیاست.
آخرین جوکی که شنیده اید چی بوده؟
نمی دانم آخر!
برایتان جوک اس ام اس می شود ؟
نه.
آدم درباره شما بر عکسش را فکر می کند.
زیاد برایم اس ام اس نمی زنند.
خودتان هم نمی زنید؟
نه.
مرسی.
| مردى در هنگ کنگ که بر سر دستشويى رفتن با همسرش گلاويز شده و او را به قتل رسانده بود، به حبس محکوم شد.
به گزارش آريا، ، در ژوئن سال گذشته يک مرد 77 ساله هنگ کنگى به نام "چوپوئى کى" همسر 73 ساله اش را خفه کرد و به اتهام قتل دستگير شد. چو در بازجويى اعتراف کرد صبح آن روز بر سر اين که چه کسى ابتدا به دستشويى برود وهمسرش قصد داشته زودتر از او وارد توالت شود با هم درگير شده و او از فرط عصبانيت با دستان خود همسرش را به قتل رسانده است. پليس با اطلاع دو فرزند اين زوج از جريان قتل مطلع و پس از حضور در صحنه پيرمرد را دستگير کرد. دادگاه ديروز چو را مجرم دانسته و وى را به تحمل 5 سال حبس محکوم کرد |
پس از ماليدن كرم پودر كمى پن كيك روشن را با قلم مو روى صورتتان بكشيد تا كاملاً پخش شود و دير عرق كند. اگر صورتتان پهن است از كشيدن يكنواخت پن كيك روى صورت خوددارى كنيد.
نواحى كنار گوش محل رويش مو و زير چانه را پررنگ بزنيد تا صورتتان كوچك تر نشان داده شود.
از پن كيك دو رنگ (تيره و روشن) نيز مى توان براى اين كار بهره گرفت. با پن كيك تيره مى توان براى كوچك و كوتاه نشان دادن بينى، بزرگ نشان دادن چشمان گود رفته و گردن باريك، برجسته نشان دادن گونه و برطرف كردن لكه ها و زخم ها استفاده كرد. براى برجسته نشان دادن گونه يك خط از گوشه دهان به وسط گوش و يكى ديگر به صورت عمودى از گوشه خارجى چشم به طرف چانه فرض كنيد. تلاقى اين دو خط را در نظر گرفته و پودر تيره را به صورت هلالى روى صورت بكشيد.
براى اينكه بدانيد چه رنگ آرايشى به شما مى آيد به رنگ موهايتان توجه كنيد. اگر موى گندمى يا زيتونى داريد، سراغ بنفش، قرمز و ياسى برويد. اگر موهايتان خرمايى است، سايه هاى براق، كرم و رژ لب نارنجى بسيار پيشنهاد مى شود. موهاى شرابى يا بلوطى نيز تمامى رنگ هاى تابستانى را مى پذيرد. سبز با آبى انتخاب خوبى است. براى موهاى بور نيز انتخاب اول رژ لب قرمز است. اين افراد اگر بيشتر از خط چشم يا ريمل استفاده كنند زيباتر خواهند شد تا سايه هاى بنفش و صورتى. تيپ مشكى ها نيز پيشنهاد مى شود سراغ طوسى، خاكسترى، مشكى و سرمه اى بروند و از رژ لب هاى قرمز و نارنجى و سرخابى استفاده كنند.
اگر هم به مد فكر مى كنيد، سراغ رنگ هاى استوايى برويد. سايه هاى سبز (چمنى، فيروزه اى و مرجانى)، بنفش و آبى آسمانى توصيه متخصصان زيبايى براى تابستان ۲۰۰۶ است. در اين مدل ريمل جايى ندارد و تنها از مداد مشكى و سايه براى آرايش چشم استفاده مى شود.
اگر عينك مى زنيد، بيشتر از سايه هاى قهوه اى، آبى و بنفش استفاده كنيد. استفاده از سايه هاى روشن و صدفى باعث گم شدن چشم پشت عينك مى شود. اگر عينك تان فريم مشكى دارد حتى الامكان از ريمل استفاده كنيد و تا مى توانيد خط چشم نكشيد. اين گونه چشم تان بيشتر مورد توجه قرار مى گيرد. برعكس در عينك هاى گريف (بدون فريم) و يا عينك هاى پنسى هر چه سايه روشن تر باشد چشم بيشتر جلوه مى كند. نكته مهم ديگر در آرايش هاى ترميمى استفاده از سايه كمرنگ براى رفع گودى چشم است. سايه روشن را از گوشه داخلى تا كمى خارج چشم زده و سپس كمى سايه تيره دور چشم بزنيد تا چشم بيشتر جلوه كند. در مدل هاى آرايشى كه امروزه طرفدار دارد، بيشترين تمركز روى چشم است. استفاده از دو رنگ سايه مات و تيره مثلاً آبى- سرمه اى در صورت سفيد بودن چهره باعث زيباتر شدن چشم مى شود.
برعكس استفاده از سايه تك رنگ چشم را كوچك نشان مى دهد. ماليدن سايه بدون خط چشم باعث مريض حال نشان دادن فرد مى شود.
حتماً از ريمل يا خط چشم براى تكميل آرايش استفاده كنيد. در اين نوع آرايش براى بهتر جلوه كردن لب نيز از رژلب و مداد لب همزمان استفاده كنيد. مداد لب مى تواند فرورفتگى ها را بپوشاند و همانند ژل بوتاكس عمل كند.رژلب روشن و براق بيشتر براى لب هاى خيلى بزرگ و كشيدن مداد لب براى لب هاى باريك بسيار توصيه مى شود.اينها دستورالعمل هايى بود كه براى آرايش ترميمى به كار مى رود.
براى يك آرايش طبيعى كه تنها صورت شما را از بى حالى و رخوت درآورد استفاده از پودر كمرنگ، ريمل رقيق و رژگونه آجرى و رژ لب براق با تناليه صورتى بسيار عالى است.
در آرايش طبيعى كشيدن خط چشم دور تا دور چشم و سايه هاى دو رنگ زياد مطرح نيست، اصل مهم قرينه نبودن آرايش چشم و گونه است كه مهمترين ويژگى صورت طبيعى است
![]() |
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.
"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم
![]() |
به شما نگاه می کند و لبخند می زند: نگاه کردن معمولاً جزء اولین علائم علاقه است. و اگر می بینید که زنی شما را عمیقاً نگاه می کند و لبخندی روی لبانش است، به این معنی است که دوست دارد شما را هم امتحان کند. پس جلو بروید.
مردمان
با مردها در مهمانی صحبت می کند: اگر می بینید که زنی با مردها در فاصله های مختلف صحبت می کند، نشاندهنده ی این است که طالب گفتگو است. جلو رفته و سر صحبت را باز کنید تا بیشتر در مورد او بفهمید.
با سایر زوج ها با ناراحتی نگاه می کند: اگر از دور مشغول نگاه کردن به او هستید و می بینید که با ناراحتی به سایر زوج ها نگاه می کند، احتمالاً یاد زمان هایی افتاده است که خود نیز کسی را در کنارش برای همراهی داشته است. اینجاست که شما باید وارد عمل شوید.
حرکاتش به خوبی بیان می کند که مجرد است: زبان جسماني یک فرد خیلی چیزها می تواند در مورد او بازگو کند. مطمئناً اگر زنی متاهل باشد موهای خود را افشان نمی کند و اینقدر به سادگی سمت مردها نمي رود. اگر اینقدر شجاعت دارید که به او نزدیک شوید، جلو رفته و ببینید که زبان جسماني او چه می گوید:
کسی که به صندلی تکیه داده و دست به سینه نشسته است: "جلو نیا وگرنه با پاشنه ی کفشم می کوبم توی صورتت."
کسی که به آرامی بازو و پایش را لمس می کند: " بیا با هم صحبت کنیم."
زياد صحبت ميكند: اگر مثلاً با یکی از زنان همکارتان شروع به صحبت می کنید، و در یکی از این گفتگوها به شما می گوید که سگی به اسم جولي دارد، آشپزی زیاد می کند، هر هفته به باشگاه می رود، و به کلاس های هنری نیز می رود به این معنی است که مجرد است و همه ی این کارها را برای مشغول نگاه داشتن خود انجام می دهد.
معمولاً با دخترها برای گردش بیرون می رود: زنان متاهل اگرچه با دوستان دحترشان هم بیرون می روند اما وقت زیادی را هم برای بیرون رفتن با مردشان صرف می کنند. اگر می بینید که زنی فقط و فقط با دخترها بیرون می رود نشان دهنده این است که مردی برای بیرون رفتن با خود ندارد.
رفتاری بسیار دوستانه دارد: تجربه نشان می دهد که زنان متاهل در مقایسه با زنان مجرد رفتاری کمتر دوستانه با سایر مردها دارند. وقتی می بینید که زنی با همه مردها بسیار دوستانه و مهربانانه برخورد می کند، احتمال این وجود دارد که مجرد باشد
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
پيشاپيش سال جديد رو به همتون تبريك ميگم
از همتون ممنونم كه تو اين مدت به وبلاگم سر زدين
سال خوبي داشته باشين
|
يك هفته پس از خلقت آدم: پانصد سال پس از خلقت آدم:
ده سال قبل: هم اكنون: |